قدرت انبوهه

نوشته ای از مرتضی ملک :
قدرت انبوهه
ایران ملتهب و متلاطم است. امروز خبر دست اول از ایران ، یعنی تجمع اعتراضی ، اعتصاب کارگری ، تظاهرات خیابانی و شورش شبانه. نه در اشکال پرت و پراکنده ، بلکه موج وار و سراسری، همچون تلاطم دریا . آن موج بلندی که در ابان نودو هشت در دل دریا پس نشست ، حالا بار دیگر باز گشته است ، بالاترین یال این موج انقلابی در خوزستان دیده شد ، عظیم ، با ابهت و غرور انگیز.‌ هیچ چیز بهتر از تمرین قبلی نیست. اینبار انقلاب موج وار است، و هر بار که خیز برمی دارد محکمتر بر ساحل میکوبد. درست است که آتش انقلاب از انباشت درد و خشم زبانه می کشد اما با خود گرمای امید را به دور ترین پهنه کشور بسط میدهد .
پژواک قیام خوزستان پاسخ خود را در صدای بلند اتحاد تبریز و تهران و سقز و سبز وار گرفت خوزستان تنها نماند. اینبار هیچ گروه و هیچ بخشی تنها نماند، شمال به کمک جنوب رفت ،خلقها کارگر ان اعتصابی نفت را در آغوش گرفتند ، مرکز به یاری حاشیه رفت ، قشر میانی به حمایت از اعتصابات کارگری برخاست . مجموعه آن انبوهه ای شد با روح یگانه . جنبش این بار پخته تر و همبسته تر به میدان آمد. ان تنهایی ها ی هشتاد و هشت تهران و نود و شش حاشیه شهرستان ها تا حد زیادی پشت سر گذاشته شد .
اولین نشانه این بلوغ همانا احیای روح همبستگی و همدردی بود که بازتاب گسترده‌ای داشت. دومین مشخصه جنبش اعتماد بنفس در کنترل اعتراضات مسالمت آمیز بود . یک هفته قیام شبانه خوزستان نمایشی از اگاهی شهر وندی و فرهنگ سیاسی مدنی بود. در طول این اعتراضات نه ساختمانی به اتش کشیده شد نه مغازه ای غارت شد نه بانکی ویران گردید و نه دستی به تجاوزی رفت. نه فقط در خوزستان ، در همه جا ، همبستگی مردمی و وسعت اعتراضات و تسلط عمومی بر رفتار فردی و جمعی بگونه ای بود و هست که حتا عوامل سرکوب هم فرصت و بهانه ای برای اغتشاش آفرینی بدست نیاوردند. و این در حالی بود که شعار ها مستقیم و بی انحراف از همان اول کار ، عمود خیمه نظام و شخص ولایت فقیه را هدف گرفت. مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای دیگر هیچ جایی برای مانور و بازی دستجات نظام باقی نگذاشت که با حمله مثلا به دولت روحانی و ناکار امدی این نهاد یا ان دستگاه ماهیت ساختار شکنانه جنبش را لاپوشانی کنند.
تقابل مردم با کل نظام یک داده قطعی است . این حقیقت بعد از شکست مفتضحانه انتصابات رژیم چنان قطعیت پیدا کرد که دیگر جایی برای چانه زدن و میانه بازی باقی نمانده . انتصابات محمل خوبی بود که اکثریت مردم به روشن ترین صورت خواست خودشان را بیان کردند. اکثریت مردم ایران سالهاست که از نظر ذهنی با جمهوری اسلامی وداع کرده اند . دوران ، دوران آزمودن عملی آن است. جامعه اکنون در چنین کوشش و پویشی است با تکیه بر تمرین ها ی پیشین ، با سنجش و ارزیابی .
مهمترین نشانه این جنبش اما این بود و هست که آن ترس واقعی یا ساختگی ای که خیزش انقلابی ممکن است کشور را به مغاک انارشی و نا امنی فرو برد تا حد زیادی زدود. علایم مثبت همبستگی سراسری (اگر چه هنوز نا کافی )، به همراه فراست و اعتماد بنفس جنبش در تداوم حضور مسالمت امیز و پای بندی به «قدرت انبوهه» و نه قدرت خشونت , تردید و بد بینی به جنبش خیابانی را وسبعا زایل کرد. نشان داد خیابان مترادف خطر و خشونت نیست ، این جنبش ثابت کرد که هر چه ترس از خیابان بریزد و کمیت انبوه به میدان بیاید به همان اندازه احتمال خشونت کاسته میشود. عقب نشینی و احتیاط دستگاهای سرکوب از بالا تا پایین، از موضع گیری خود رهبر نظام گرفته تا دیگران موئید این حقیقت است که قدرت انبوهه یک مانع اصلی کنترل خشونت قدرت حاکم است.

دیدگاهتان را بنویسید