از حکومت حجره‌ای تا دولت مدرن

روزنامه شرق/ یکشنبه 14 شهریور 1400/ صفحه آخر

از حکومت حجره‌ای تا دولت مدرن

فریدون مجلسی

روی‌کارآمدن طالبان بخشی از برنامه آنها برای مقابله با توسعه افغانستان است. توسعه آمرانه‌ای که چند سالی بود در افغانستان در جریان بود و این گروه تلاش می‌کرد تا با اقداماتی در برابر آن بایستد و مانع اجرای آن شود. به‌ویژه آنکه این توسعه منجر به حضور مستشاران و کارشناسان خارجی بیشتری در این کشور می‌شد. من معتقدم آنچه در افغانستان رخ داد، توطئه‌ای علیه این کشور بود. برای این می‌گویم آنچه رخ داد یک «توطئه» است؛ ‌که از چند سال قبل مذاکراتی در دوحه میان آمریکا و طالبان در جریان بود. این مذاکرات و داشتن دفتر نمایندگی رسمی طالبان در قطر به معنی به‌رسمیت‌شناختن آنها به‌عنوان یک نیروی درخور‌توجه در کشور بود. در پی این مذاکرات طولانی به احتمال قوی گروهی از رهبران طالبان توجیه شدند که کنار‌آمدن با نیروهای بین‌المللی از ‌جمله آمریکا برای رسیدن آنها به قدرت و حضورشان در سطح اول مناسبات افغانستان به نفع خودشان خواهد بود. تأمین منافع مادی خودشان و کشور و همچنین تشکیل یک حکومت واحد بدون حضور آمریکا مهم‌ترین چیزی بود که طالب‌ها به‌دنبال آن بودند و در سایه چنین توافق پنهانی‌ای همه آن محقق‌شدنی است. اصل شروع این مذاکرات یکی، دو سال قبل از رفتن آمریکا از افغانستان نشان می‌دهد که طالبان خودش را برای رسیدن به قدرت آماده کرده بود. حضور نداشتن آمریکا در افغانستان یک دستاورد بزرگ برای آنها محسوب می‌شد. تغییر رفتار گروه‌های رهبری نشان‌دهنده این است که حضورشان در مذاکرات بین‌المللی با ظاهرهایی آراسته، با لباس‌های تقریبا یکسان و گفت‌وگوهایی حداقل شبیه به گفت‌وگوهای متمدنانه دیپلماتیک نشان می‌داد که برنامه‌ای در حال اجراست. از سوی دیگر طالبان بدون در‌اختیار‌داشتن منابع مالی امکان تصرف افغانستان را نداشت. به هر حال در سال‌های اخیر طالبان تعداد زیادی عملیات در افغانستان انجام دادند. همچنین هزینه زیادی روی تبلیغات کارهای‌شان برای جذب طرفدار انجام دادند که نشان می‌دهد آنها منابع مالی درخور‌توجهی دارند. آمریکا اگر قصد مخالفت با طالبان را داشت، می‌توانست در این سال‌های حضورش در افغانستان روی موضوع درآمدها و منابع مالی طالبان تمرکز کند و دست آنها را از این منابع قطع کند. این مسئله با نفوذی که آمریکایی‌ها روی پاکستان و عربستان به‌عنوان دو منبع مهم تأمین مالی طالبان دارند، کاملا قابل اجرا بود. چیزی که دیدیم، در عمل رخ نداد و در سایه بی‌عملی ایالات متحده در این زمینه طالبان حاکم مطلق افغانستان شد؛ اما حالا که کار از دست رفته و طالبان به قدرت اول افغانستان تبدیل شده، به نظر می‌رسد توانایی آنها برای تجهیز و استقرار یک دولت بسیار ناچیز است. اکنون بیست ‌و‌ یکی- دو سال از آن سال‌هایی که طالبان با حکومت حجره‌ای‌شان بر افغانستان حکمرانی می‌کردند، گذشته است. افغانستان این روزها نیازهایی دارد که با آن سبک حکومت قابل تأمین نیست. هزینه‌های گزافی که آمریکا و کشورهای ناتو در افغانستان انجام داده‌اند، موجب توسعه خوبی در افغانستان شده است. توسعه سیاسی و اجتماعی در کنار ساختاری بوروکراتیک در افغانستان حاصل 20 سال زندگی بدون طالبان در این کشور است. البته همچنان در این نظام بوروکراتیک و در پناه اقداماتی که پیمانکارهای خارجی انجام داده‌اند، افغانستان به‌شدت درگیر فساد اداری است؛ اما همین ساختار هم به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با ویرانه‌ای نیست که 20 سال پیش به دست طالبان اداره می‌شد. به هر حال نمی‌توان انکار کرد که هرم مدیریتی در افغانستان امروز تشکیل شده است. تدبیر پرسنل مدیریت در این هرم چیزی است که طالبان از آن چندان سر در‌نمی‌آورد. فرار تعداد زیادی از شهروندان افغانستانی این بیم را برای طالبان ایجاد کرده که ممکن است بخشی از نیروهای متخصصی را که چرخ‌های دولت مدرن افغانستان را به حرکت در‌می‌آوردند، از دست داده باشند. برای همین بود که چند روز پیش آقای مجاهد از نیروهای رده‌بالای طالبان «به زبان فارسی» از مردم خواست که کشور را ترک نکنند. به هر حال افغانستان با هر دولتی نیازمند درآمدی است که بتواند چرخ‌هایش بچرخد؛ بنابراین چاره‌ای نیست که جاهای خالی را یا با نیروهای باقی‌مانده پر کنند یا خودشان دست به کار شوند. برای همین باید از قالب حکمرانی حجره‌ای 20 سال پیش‌شان بیرون بیایند. مقصودم از این مقدمه این است که تفاوت‌های ایجاد‌شده در جامعه افغانستان در این 20 سال چنان بزرگ و مهم است که حتی نیروهای سرسختی مانند طالبان را هم مجبور می‌کند خودش را در این قالب تعریف کند. البته همچنان این سؤال باقی است که دولت افغانستان با چه پولی قرار است اموراتش را بگذراند؟ تا پیش از این دولت افغانستان با کمک‌های خارجی به‌ویژه کمک‌های آمریکا روزگار می‌گذراند؛ اما حالا که آمریکایی‌ها رفته‌اند و طالبان بر صندلی قدرت نشسته‌اند، چه باید کرد؟ حتما بخشی از این منابع باید از سوی حامیان طالبان مانند عربستان، پاکستان و احتمالا قطر تأمین خواهد شد؛ اما احتمالا طالبان همچنان به منبع قدیمی درآمدی‌شان یعنی قاچاق مواد افیونی هم فکر می‌کنند؛ اما سؤال اینجاست که آیا یک حکومت می‌تواند از طریق قاچاق کسب درآمد کند؟ شاید همین مسئله ملاک خوبی برای پایبندی طالبان به وعده‌هایش باشد؛زیرا یکی از وعده‌های آنها برای به‌قدرت‌رسیدن این بود که از قاچاق مواد مخدر دست خواهند کشید. اگرچه به نظر می‌رسد غیر از آمریکا که بالاتر به آن اشاره شد، سایر قدرت‌های جهانی هم از آنچه در افغانستان رخ داده، رضایت دارند. چین و روسیه هم احتمالا با گوشه چشمی به معادن لیتیوم افغانستان آماده کنار‌آمدن با گروهی مانند طالبان هستند. به هر حال یک گروه که حکومت‌ نیازموده است، حالا گویا با توافق پنهانی جهانی و در سایه ترس و عدم رضایت مردمش حکومت را در دست گرفته. وضعیت استان‌های پشتون‌نشین افغانستان به‌خوبی به ما یادآوری می‌کند که نباید چندان از آنها انتظار حکومت‌داری داشته باشیم؛ اما هرچه باشد آنها قرار است سرنوشت این روزهای افغانستان را رقم بزنند.

دیدگاهتان را بنویسید