هجونامه علیه زعیم توسط سازمانهای امنیتی یا نوکران آنها

دوستان گرامی

اخیرا هجونامه ای سراپا دروغ و توهین و تهمت و افترا از منابعی که به احتمال قوی امنیتی یا کسانی که وابسته به سازمانهای امنیتی هستند علیه من منتشر شده است که شباهت عجیبی با محتوای برنامه های تلویزیونی دهه هفتاد که به نام “برنامه هویت” علیه کنشگران سیاسی محبوب مخالف حاکمیت پخش میشد دارد

من تنها به بخش هایی از محتوای مسخره آن اشاره میکنم

نشانی ایمیل از منبعی ناشناخته است و نوشتار امضا ندارد. چنین نشانی ایمیلی را تنها سازمانهای امنیتی میتوانند بسازند. چندی پیش در تلگرام هم کانالی به نام “جبهه ضد ملی” ایجاد شد با هدف اصلی پخش دروغ علیه من و جبهه ملی ایران (سامان ششم)

یک-منظورشان از تیتر کلنگی شدن جبهه ملی، لابد اینست که فعالیت گسترده، شهامت آمیز و موفق شورای ششم جبهه ملی، شورای قبلی (پنجم) را کلنگی کرده است که تنها وظیفه اش را روشن نگه داشتن چراغ جبهه ملی با بیانیه های ادواری میداند نه تلاش و مبارزه برای نجات میهن

دو-در سال 1372 جبهه ملی پنجم را قرار بود علی اردلان و پرویز ورجاوند ایجاد کنند که دکتر مسعود حجازی پیشدستی کرد و با کمک فهرست خود که شامل 8 تن از حزب زحمتکشان بودند آقای ادیب را وادار کردند آنرا اعلام کند و آقایان ورجاوند و اردلان را هم دعوت کردند که باعث ناراحتی و اختلاف بسیار شد.

سه-زعیم یکی از فعالترین اعضای جبهه ملی از سال 58 بود که در سه کمیته تدوین منشور و کمیته تدوین اساسنامه و کمیته آشتی دکتر صدیقی با شورا یکی از پنج عضو شرکت داده شده بود. دو عضو دیگر آقایان دکتر باوند و دکتر رشیدی بودند که اکنون در شورای ششم هستند. وقتی فعالیت جبهه ملی چهارم ممنوع شد، 40 تن اعضای جبهه از جمله زعیم با نامهای دیگر مبارزه را ادامه دادند، ولی آن 8 تن از حزب زحمتکشان خانه نشین شدند

چهار-اینکه کسی زعیم را نمیشناخت یک دروغ بزرگ است. در امریکا هم زعیم با پیشنهاد دکتر علی شایگان شاخه جبهه ملی را . با دوستان دیگر در شیکاگو تشکیل دادند و جلسات سخنرانی برای شایگان ترتیب میدادند. دکتر شایگان دوست پدر و عموی پدر زعیم بود وهر دو در یک ائتلاف برای انتخابات مجلس بودند که دکتر سعید فاطمی تبلیغ آن را میکرد

پنج-زعیم هرگز عضو کنفدراسیون نشد و ادعا هم نکرد

. سعید فاطمی از جوانی دوست خانوادگی زعیم بود و تا آخر عمر هرگز از زعیم بد نگفت بلکه در سخنرانی هایش همیشه از او تجلیل و به نیکی یاد میکرد. یک نمونه یادداشتی است که در پیوست آورده ام و نامه های دیگر. دایی او دکتر حسین فاطمی درجوانی 45 روز در منزل پدر زعیم پنهان بود و پس از 28 امرداد هم ده روز منزل پدر زعیم پنهان بود. او دوست خانوادگی ، بود. نامه ها و مدارکی حاکی تجلیل یا پذیرش زعیم نوشته دکتر غلامحسین مصدق، دکتر امیرعلایی و دیگر بزرگان هم وجود دارد

نویسنده این هجونامه خودش را معرفی کند تا علیه تهمت بورسیه ساواک او را به دادگاه کیفری بکشم. تنها یک نفر در شورای جبهه ملی (پنجم) از این دروغها و مزخرفات میگوید که جرات امضای عقده گشایی های خود را ندارد

شش-زعیم هیچگاه پا به دفتر دریادار مدنی نگذاشت ولی در انتخابات ریاست جمهوری به او از دفتر خودش کمک کرد، ولی آن مرد بزرگ همیشه حتی تا زمان درگذشتش از زعیم به نیکی یاد میکرد

هفت- دروغ های گوبلزی را فقط یک نفر در جبهه ملی میتواند بسازد و البته سازمانهای امنیتی. زعیم هرگز خسروخان قشقایی را نه ملاقات کرده و نه با او ارتباطی داشت. این دروغ شاخدار را تنها یک احمق میتواند بسازد

.هشت-زعیم هرگز در 1378 زندانی نشده و شخصی به نام ارمکانی را نمیشناخته

نه- کتاب زعیم تحت عنوان “امپراتوری شوروی به کجا میرود” که پژوهشها و پیش بینی در آن بوده در سال 1360 توسط انتشارات رواق (شمس آل احمد) در ده هزار نسخه چاپ شد. پیش از آن هم از سال 58 روزنامه میزان آنرا پاورقی کرده بود

من تصور میکنم سازمانهای امنیتی از موفقیت شورای ششم جبهه ملی ایران و مواضع ملی دموکراسی خواهانه آن و انتقادهای شهامت آمیزشان نگران شده و به نوکرشان در شورای پنجم کمک کرده اند که این دروغها ومزخرفات را سر هم کنند تا تنها سازمان سیاسی ملی اوپوزیسیون راستین را بدنام کنند که اگر زعیم را بازداشت کردند یا کشتند مردم زیاد اعتراض نکنند.

من به آقایانی که دست به این کار بسیار زشت و عقده ای زده اند میگویم که این کارها نه در دهه 80 شما را از بدنامی نجات داد و نه امروز شما را مطرح خواهد کرد بجز در بدنامی. خجالت بکشید

اگر ادامه بدهید، آنگاه ما شما را با مدرک و سند و دلیل معرفی خواهیم کرد

Kourosh Zaim

POB 14335-538

Tehran, Iran

http://www.kouroshzaim.org

https://www.facebook.com/kourosh.zaim.94

kourosh_zaim@yahoo.com/twitter

kourosh zaim – google+

kouroshzaim.blogfa.com

http://www.kouroshzaim.com


شخصا معتقدم آقای زعیم بهتر میبود اگر جوابی به این هجو نامه نازل و مملو از دروغ نمیدادند چون به این ترتیب هم این نامه ای که اهمیتی هم نداشت را مطرح میکنند هم این دروغ پردازان خوشحال میشوند که از زعیم جواب دریافت کرده اند. درگذشته دشنام در نامه های بدون امضاء زیاد اتفاق میفتاد ولی مدتیست که این نوع دشنام نویسی در انحصار نوچه های وزارت اطلاعات قرار گرفته.

این اولین بار نیست که دشنام  به زعیم از آستین وزارت اطلاعات در آمده. از مدتها پیش حتی پیش از تاسیس جبهه ملی ششم زعیم تنها شخصیتی در جبهه ملی بود و هست که اجازه نمیدهد و نمیداد که جبهه ملی تبدیل به نوعی خانه اموات گردد. زعیم حتی از شخصیت هائی که مورد اجحاف جبهه ملی  در درون خود جبهه ملی قرار میگرفتند نیز حمایت مینمود مانند شادروان عباس امیر انتظام.

من خود ازنزدیک شاهد دخالت وزارت اطلاعات در جبهه ملی برای بستن دهان زعیم بوده ام. سالها پیش مرحوم ورجاوند از من خواست که گزارشی درباره جبهه ملی خارج کشور بنویسم. مرحوم ورجاوند گزارش مرا روی میز آقای زعیم میگذارد. هنگامی که ماموران امنیتی بخانه آقای زعیم میریزند آن گزارش را هم با خودشان میبرند. چندی پیش در سر و صدائی که مجددا بر علیه زعیم بپا خواست مخالفان زعیم برای اثبات همکاری زعیم با خارج کشور، نامه من را که ماموران امنیتی از روی میز آقای زعیم با خود برده بودند بعنوان سند نشان دادند.

به عبارت دیگر نامه ای را که ماموران امنیتی از خانه زعیم با خود میبرند بعدا منتقدین زعیم در جبهه ملی از ان بر علیه زعیم استفاده میکنند. این خود یک مدرک آشکار از همکاری بین وزارت اطلاعات و مخالفان زعیم میباشد.

ایرادی که به سرور عزیزمان آقای زعیم دارم اینست که ایشان متاسفانه  به امید فعال کردن جبهه ملی ششم همانند یک امامزاده به آن دخیل بسته و حتی یکی دو بار هم تا مرحله برپایی حرکت جدیدی با شرکت شخصیتهای مختلف و صاحبان ایده های متنوع رفت ولی بدلیل عدم توانائی در سازماندهی هر بار این حرکت ها با شکست روبرو گردید.

آقای زعیم عزیز، زمانی که جبهه ملی دارای قدرت باز تولید بود گذشته و در حقیقت از زمان انقلاب که جبهه ملی از اصول دموکراتیک و سکولار خودش عدول کرد جبهه ملی در سرازیری تحلیل قدرت افتاد و این روند در حال ادامه است. خوشبختانه امضای شما در زیر بیانیه ها و فراخوانهای داخل کشور دیده میشود که بسیار وسیعتر از جبهه ملی میباشند و حضور شما در این لیست ها را مدیون موضع گیری های خودتان هستید و نه جبهه ملی. جبهه ملی ششم هم بدون شما محلی از اعراب ندارد. امیدوارم به این واقعیت دست یافته باشید که بجز پیوستن به حرکت های در حال تشکیل داخل کشور راه دیگری وجود ندارد.

با عرض ارادت و احترام داریوش مجلسی.

_____________________________________

هموطنان گرامی. از دید من نوشته ها، اظهارات وعملکرد آقای کورش در طول زمان نشان دهنده میزان وطن دوستی، علاقمندی و اعتقاد ایشان به سرزمین ایران است و دیگر نیازی به تعریف و تمجید و انتقادات بی ارزش ندارد.

با آرزوی سلامتی برای ایشان.

ارادتمند هوشنگ آریان پور

_____________________________________

بنده به نوبه خود با شناختی که از کنشگران جبهه ملی داشته ام، با وجود برخی اختلاف نظر ها و نقدها، در جایگاه یک منتقد، در شرافت و درستی و سلامت اخلاقی، صداقت و دانش و وطن دوستی گاه مبالغه آمیز کسانی چون اللهیار صالح، دکتر صدیقی، برادران اردلان علی و حسین، ورجاوند، ادیب برومند، دکتر رشیدی، دکتر باوند، و البته مهندس کورش زعیم و ادای احترام به آنان هرگز   لحظه ای درنگ و تردید نداشته ام.  

 جناب آقای مهندس زعیم، مبارز خستگی ناپذیر جبهه ملی ایران،

با سپاس از این توضیحات مهم. 

باری، هر آنکس که کمترین آشنایی با مبارزات و مقاومت همیشگی شما در برابر حکومت تمامیت خواه (توتالیتر) دینی در جهت آزادیخواهی و دموکراسی ایران داشته باشد، حتی بدون توضیحات درست شما هم، هیچ اهمیتی به  این گونه هجونامه ها نمی دهد.

برقرار و پیروز باشید.

حمید اکبری

_____________________________________

آیا زمان آن نرسیده سروران گرامی وارجمند در تهران کدورتها را کنار گذاشته وبرای نجات ایران عزیزمان دست در دست یکدیگر مانند گذاشته ‌بنام مصدق رهبر ملی مان همگی در مقابل این  رژیم خودکامه و تبهکار ورشکسته <حکومت اسلامی  >که موجودیت ملی ایران را در خطر  قرار  

داده همراه و یکصدا شوند ؟

با تقدیم خالصانه ترین ارادت

هرمز چمن آرا

_____________________________________

آقا یا خانم نا شناس، امضایی در زیر نامه نمی بینم

این نوشته بسیار مشکوک به نظر می رسد‌‌ ،انتشار این گونه نامه های بی امضا از سوی افراد بی مسؤلیت یا عوامل رژیم معمولا برای آسیب رساندن به حیثیت و اعتبار اشخاص صورت می گیرد و نباید مورد اعتنا قرار گیرد

سهراب چمن آرا

دیدگاهتان را بنویسید