نامه محمد نوری زاد از زندان



«پیش به سوی مرگ خودخواسته در راه آزادی»
نامه‌ی اتمام حجت محمد نوری‌زاد به هیولاهای سپاه و اطلاعات

۱- به جای آنکه سید علی خامنه‌ای (فرمانده کل قوا) و سردار سلامی (فرمانده سپاه) به خاطر شلیک به هواپیمای مسافربری اکراینی و سرنگونی آن و کشتن ۱۷۰ سرنشین هواپیما دستگیر و محاکمه و مجازات و زندانی یا اعدام شوند، پسر جوان من (علی نوری زاد) صرفن به خاطر اعتراض به این جنایت هولناک به سه سال و نیم زندان محکوم می‌شود.
خود من (محمد نوری زاد) به خاطر گفتن حقایق جاری در نظام هردنبیل جمهوری اسلامی و در اعتراض به دزدی‌ها و جنایت‌هایش، آری صرفن به دلیل گفتن حقایق، زندانی‌ام؛ که اگر چون دیگران، دروغ می‌گفتم یا سکوت می‌کردم، اکنون آزاد و بهره‌مند از مواهب جنایت‌بار ملایان بودم.

۲- دکتر احمدیه(متخصص قلب بیمارستان آتیه) با آنژیوگرافی رگ‌های قلب من (۳ ماه پیش) در یک برگ، وضعیت قلب مرا «خطرناک» نوشت.
دکتر قیداری(متخصص قلب پزشکی قانونی بیمارستان طالقانی) در یک برگ، وضعیت قلب مرا «خطرناک» نوشت.
دکتر جعفری (پزشک زندان اوین) در ۴ برگ و در ۲ مرحله، هم به ۴ استنت(فنر) که در رگهای قلب خود دارم و هم به جراحی کیسه صفرا در همین روزهای درون زندان، در بیمارستان طالقانی، هم به بیماری قندی من و هم به ۳۵ بار بیهوشی من در این یک سال و نیم زندان اشاره کرده و رو به رییس زندان اوین، وضعیت جسمانی مرا خطرناک دانسته و به وی هشدار داده است.
آقای محمدی (رییس زندان اوین) در ۲ برگ و در ۲ مرحله‌ی جداگانه با استناد به گزارشات پزشکی، وضعیت جسمانی مرا برای هیولاهای سپاه و اطلاعات، کتباً اعلام کرده و نوشته که: اگر روزی نوری‌زاد از پا درآمد، نگویید من نگفتم.

۳- اکنون که طبق اسناد انکارناپذیر پزشکی قانونی، من محمد نوری‌زاد، به سوی مرگ پیش می‌روم، بسیار ابلهانه است که بنشینم تا مرگ مرا در بر ‌گیرد. پس از همین امروز دوشنبه ۱۸/۱۲/۹۹ هرروز یک زخم تازه بر زخم‌های پیشین خود خواهم افزود و خود به دست گریبان مرگ پیش خواهم کشید و خواهم گفت:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی/
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

محمد نوری‌زاد- زندان اوین- ۱۸ اسفند ۹۹

——————————————————————-

محمد‌حسین آقاسی وکیل دادگستری

امروز، آقای نوریزاد در ملاقاتی که باخانواده‌اش داشته، اعلام کرده در اعتراض به عدم توجه مسئولین به ضرورت بستری شدن برای معالجهٔ قلبی، هر روز بر خود زخمی عمیق وارد خواهد کرد تا اگر هدف هلاکت اوست، زودتر محقق گردد و در همان دم سر و صورت خود راخونین ومجروح می سازد.
آیا محجوبی دیگری در راه است؟!

—————————————————————–‘

به نام خدای آزادی

فاطمه ملکی

تیغی در دست بگیریم به پیشانی و گونه و چانه و گردن خود بزنیم نترسیم اینکار را بکنیم؛

اگر توانستیم!!

همینکه نوک تیغ با پوست‌مان برخورد کند ناخود آگاه عقب می‌کشیم مگر اینکه به چه درجه‌ای از اعتراض رسیده باشیم یا ما را رسانده باشند که حتی در مقابل خانواده هم حاضر به این کار باشیم. تصورش هم وحشتناک است.

با بی‌توجهی به خواسته‌های به حق آقای نوری‌زاد، او را به جایی رساندند که امروز در انتهای ملاقات در مقابل خانواده پانسمان قبلی را کنده و تیغ بر گردن و صورت کشیدند و خون بود که….

و بعد فریاد و شیون ما بود که دیوارهای اوین را به لرزه درآورد.

فاطمه ملکی
۱۸ا سفند ۹۹


دیدگاهتان را بنویسید