انتقاد از بیانیه 38 امضائی از درون کشور

باعرض درود و پوزش از بابت بازکردن مجدد بحث تحریم ها

لازم دانستم تا نکاتی را به عرض دوستانی برسانم که با حفظ نظام تحریم ها موافقند:

1- شاید گفته شود آزادی بیان و عمل بر اساس باورها و اندیشه های سیاسی و مبارزاتی افراد امری طبیعی و از مصادیق دموکراسی می باشد. اما نکته مغفول مانده اینجاست که بعضاً آزادی بیان و اقدام برخی افراد و گروه ها موجب آسیب به عامه مردم و ملت و کشوری خواهد شد، آیا می توان این را از مصادیق سازنده دموکراسی دانست؟! لذا نمی توان ضرورت حفظ تحریم برمردم کشور را از این جهت توجیه کرد.

2- بنده به شخصه به عنوان یکی از منتقدان امضای چنین نامه ای هستم که درآن دست طلب به سوی آمریکاست و تحریم مطالبه می کند. اما از سوی دیگر تا حدی با موافقان این نامه همراهی دارم و معتقدم که آزادی پول های بلوکه شده نصیب ملت ایران نمی گردد. اما سئوال این است ایا هیچ راهکار دیگری به جز طلب تشدید تحریم و حفظ آن نیست. ایا ایران در داخل و خارج از کشور کم نخبه و چهره بین المللی دارد که عاجز از ارائه راهکار سازنده براین موضوع باشند.

3- به فرض که 70 میلیارد دلار بلوکه شده ایران آزاد نشد و تحریم ها باقی ماند. چه تغییری در احوال حکومت و نظامی ایجاد می کند که چنگ و دندان درگلوی مردم کرده و خون آنها میمکد. امروز به سبب تحریم ها ایران به کشوری تبدیل شده اقتصادش قفل شده و مردمش در بن بست پرازدهامی گیر کرده اند که از یک سو با دیوار محکم سرکوب های حکومت مواجهند و از سوی دیگر تنها راه تنفس آنها به سبب فشارهای بی امان درحال بسته شدن و شاهد مرگ جامعه هستیم.

4- بنده به سبب ایجابات شغلی و مطالعات فراوان درحوزه تحریم ها و سیاست خارجی ایران، کاملا مطلعم که تحریم ها دکمه ندارد که بایدن بتوان آن را بزند و جمهوری اسلامی از قفس آزاد شود. همچنین به خوبی مطلعم که سازش یا مذاکره مجدد برسر کاهش تحریم ها، تنها یک روزنه تنفس برای جمهوری اسلامی می گشاید. چرا که سیستم مالی و بانکی جهانی به سبب شفافیت ها و نظارت ها و ریسک بالای همکاری با شرکت های صوری جمهوری اسلامی، رغبتی برای مراودات مالی با سیستم جمهوری اسلامی ندارند. لذا اگر گشایشی در کاهش تحریم های مالی ایجاد شود می توان امیدوار بود که بار دیگر تجارت و صادرات و واردات رونق بگیرد و از قبل آن جمع کثیری از سرپرستان خانوار و جوانان از باتلاق بیکاری رهایی یابند.

5- هر دو جریان موافق و مخالف این نامه حرف ها و ادله ای درست دارند و ژرفای نگاهشان یکی است، اما مسیر رسیدن به سر منزل مقصود هزینه هایی را خواهد داشت و عقل حکم می کند مسیری را انتخاب کنیم که در آن کمترین تلفات و هزینه بر ملت تحمیل شود.

باآرزوی ایرانی سربلند

حمیدرضاعسگری، ایران

جناب مجلسی


کامنت خودم را به چند دوست کپی میکنم چون میدانم ترک ایران آنها را فراموشکار نکرده 

اول آنکه از ارمنستان نام بردی که آرمن ساگینیان و من روی این کشور پاره شده کار کرده و سالها امید به سعادت مردمش داشتیمتفاوت ارمنستان با ایران آنست که ایران هشتاد ملیون ایرانی در سرزمینشان اسیر آخوند هستند و ده میلیون نفر “دیاسپرا”ی خوش شانس و سرگردان در خارج ایران، ولی ارمنسنان دو نیم میلیون ارمنی در کشور “لندلاکشان” زندگی نرمال دارند و پنج میلیون “دیاسپرا”ی ثروتمند و بی خیال و خوشبخت در خارج ارمنستان هیچ کاری برای سرزمین مادری نکرده و نمیکنند

آرمن و من چند سالی وقت و سرمایه صرف کردیم به امید آنکه در کنار ایران اگر آخوندها دوام آوردند آنجا در کنار ایران آنطرف مرز به ایران نگاه کنیم اگر آخوندها بتوانند مدت بیشتری بر ایران جکومت بکنند، “دیاسپرا”ی ایران هم مثل “دیاسپرای”ی ارمنستان آنچنان بی خاصیت میشود که اگر کسی بتواند ایران را تجزیه کند، این ده ملیون هم که آن موقع بیست میلیون خواهد شد، نسل پنجم و یا ششمش اصلاً حتی حرفی نخواهد زد


داریوش جان مشکل امروز ما جمله نامه 38 تن به آقای بایدن و گنجاندن جمله ادامه تحریم ها نیست

تحریم و سیاست آمریکا با اینگونه نامه ها تغییری نمیکند و آخوند دزد چه با تحریم و بدون بدون تحریم به دزدی خودش ادامه میدهد و مثل ذهاک فرقی نمیکند که مغر جوان ایرانی باشد یا مغز گوسفند

ساعتی پیش، ویدئو هفته چهارم خودم را برای خانم نورشید فرستادم و اتفاقاً موضوع ویدئو هم نامه 38 امضا و نامه شاهزاده (الدنگ به قول اردشیر زادهدی) میباشد
دوست گرامی همه ما در یک مورد باهم متحد هستیم و آن سرنگونی آخوند است

وقتی قرارداد برجام امضا شد یکصد ملیارد دلار ثروت بلوکه شده ایران آزاد شد. از آن پول حتی یک ملیاردش هم به ایران نرسیده در افریقای جنوبی بین خوشان تقسیم شد

سال گذشته در همین تحریم های سخت، ظریف گفت 25 ملیارد دلار ارز گم شده. چند ماه پیش دولت اعلان کرد که یک تجارت سالانه 30 میلیارد بازار سیاه در ایران چندین دهه است که ادامه دارد، خلاصه سلطان های طلا و قیر و پتروشیمی و دیگر جای خودشان را دارند
این ها را گفتم تا بدانی همه ما در همین قایق شکسته با هم پارو میزنیم

مشکل ما این الدنگ است که نمیگذارد باهم به یک طرف پارو بزنیم
قربانت 

 سهراب چمن آرا. 

دیدگاهتان را بنویسید