نامه ده‌ها کنشگر داخل ایران به بایدن: فشار حداکثری بر رژیم را ادامه دهید

گزیده ای از نامه تعدادی از کنشگران داخلی به رئیس جمهور آمریکا برای تشدید تحریم ها و فشار های مالی را در پایین منتشر میکنیم. در پایین این نامه نقد یکی از کنشگران داخل کشور، تحت عنوان سوگنامه ایران، در اعتراض به این نامه را نیز منتشر میکنیم.

 نزدیک به ۴۰ کنشگر سیاسی و مدنی داخل ایران در نامه‌ای سرگشاده به جو بایدن، رییس جمهوری آمریکا از او خواستند «فشار‌های حداکثری سیاسی، دیپلماتیک و مالی بر رژیم» جمهوری اسلامی را ادامه دهد.

این کنشگران سیاسی و مدنی ایرانی همچنین در زمینه سیاست‌گذاری‌های واشینگتن در ارتباط با حکومت تهران از بایدن خواستند «منافع و خواست اکثریت مطلق مردم ایران برای دستیابی به یک قانون اساسی دموکراتیک و سکولار را در برابر مصالح نظام دینی جمهوری اسلامی» به رسمیت بشناسد.

«پشتیبانی از حقوق بشر در ایران و آزادی همه زندانیان سیاسی عقیدتی و آنها که برای دگراندیشی زندانی هستند» و نیز «پشتیبانی از اراده ملت ایران برای گذار خشونت‌پرهیز به سوی سامانه‌ای دموکراتیک و سکولار، از طریق برگزاری همه‌پرسی آزاد و عادلانه» از دیگر خواسته‌های امضاکنندگان این نامه از رییس جمهوری آمریکا است.

آنان تاکید کردند که شرایط سیاسی امروز در ایران و خاورمیانه «فرصتی تاریخی» را برای مردم ایران فراهم کرده، تا پس از «یک سده مبارزه خشونت‌پرهیز برای دستیابی به سامانه‌ای دموکراتیک و سکولار، به حاکمیت ملی دست پیدا کنند.»  

منوچهر بختیاری (پدر پویا بختیاری)، زرتشت احمدی راغب،‌ مجید قاضی‌پور،‌ عیسی خان حاتمی، یاسمین حنیفه طباطبایی، بهفر لاله‌زاری، ‌نرگس منصوری، فرنگیس مظلوم،  محمد نوری‌زاد،‌ فاطمه سپهری،‌ حشمت الله طبرزدی و کوروش زعیم، از امضاکنندگان این نامه هستند.

تعدادی از امضاکنندگان پیشتر دو بیانیه ۱۴ امضایی را برای استعفای علی خامنه‌ای از مقام رهبری جمهوری اسلامی نوشته و منتشر کرده بودند. 

همچنین بسیاری از امضاکنندگان اکنون با اتهام‌های سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند یا پیشتر زندانی شده‌اند.

این کنشگران سیاسی و مدنی در نامه خود به بایدن همچنین نوشتند که رژیم جمهوری اسلامی «میلیاردها دلار به دست آمده از توافق هسته‌ای ایران را همچنان برای صدور ایدئولوژی تمامیت‌خواه خود با تأمین بودجه شبکه‌های تروریستی، توسعه فناوری موشکی خود به عنوان اهرم تهاجمی ‌در سلطه بر خلیج فارس و فراتر از آن، ادامه ایجاد آشوب در منطقه خاورمیانه» استفاده کرد.

آنان در این نامه، به اعتراضات سراسری سال‌های اخیر در ایران و عدم مشارکت اکثریت مردم در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نیز اشاره کردند.

امضاکنندگان با اشاره به صلح اخیر برخی کشورهای عربی با اسرائیل، از کاهش تدریجی نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه خبر داده‌اند و نتیجه‌گیری کرده‌اند که «حکومت دینی جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.»

سوگنامه ایران

علیرغم عنوانی که برای نوشته انتخاب کردم، اما اظهاراتم به هیچ عنوان برگرفته از احساسات نیست و همگی برداشت هایی است که از وضعیت داخلی مردم کشورم نشأت گرفته است. آنچه بنده عرض می کنم شاید به زعم برخی دوستان و خوانندگان این متن  درک درستی از هدف و  ژرفای عمل این 40 نفر در امضای نامه تشدید تحریم ها به بایدن نباشد، اما واقعیت این است که نتیجه حاصله از این اقدام و حفظ تحریم ها تنها مردم را هدف میگرد و جامعه را در مسیر انحطاط و پاشیدگی قرار داده است.

دوستان عزیز، چقدر دیگر باید این مردم زیر بار فشار له شوند تا هدف سرنگونی رژیم محقق گردد؟ چند خانواده دیگر باید از هم پاشیده شود تا آرزوی فشار حداکثری به رژیم برای تحریک جامعه محقق گردد؟ چند دختر جوان دیگر باید مطلقه شوند و چند زن بیوه دیگر باید به خاطر این تئوری دست به تن فروشی بزنند تا لقمه نانی به دست آورند؟ چه تعداد جوان دیگر باید درگیر اعتیاد و فروش موادمخدر شوند تا برنامه ریزی برای تحریم ها محقق گردد و حکومت مجبور به سازش و پذیرش خواست مخالفین گردد؟ به این فکر کرده اید فقرسیاه امروز مغز استخوان جامعه مدنی که همه این فعالیت ها و اقدامات را برای اصلاح آن در نظر داشته ایم، را سیاه کرده و گندانده است؟ امروز چیزی از جامعه مدنی در ایران باقی نمانده و ته مانده های آن نیز زیر بار درد معیشت و تنگنای استبداد حکومت یارای نفس کشیدن هم ندارند؟

روشنفکران عزیز و فرهیختگان ارجمند؛ لطفا قدری به داشته ها و اطلاعات تئوریک خود رجوع کنید و ببینید که فشار و فقر معیشت درجامعه به چه انقلابی می انجامد و آیا هدف ما شکل گیری انقلاب گرسنگان است؟ انقلاب گرسنگان با انقلابی که هدفش اصلاح است زمین تا آسمان فرق می کند و نتایجش غیرقابل مقایسه بایکدیگر می باشد. در انقلاب گرسنگان هدف تحقق جامعه مدنی و برقراری دموکراسی و اهداف عالیه آن نیست، بلکه دست پیدا کردن به ثروتی است که افراد معتقدند که از آن دزدیده شده و هدف سیر کردن این عطش است که تبعات خاص خود را دارد و منتج به برقراری حکومت دموکراسی و لیبرالیسم و سکولاریسم و… نخواهد شد. در انقلاب گرسنگان قانون جنگل حکمفرما خواهد شدو هرکس زورش بیشتر باشد بر بقیه غالب خواهد بود.

افسوس بنده برای امضاکنندگان این نامه، چشم بستن ایشان بر عنصر عدم وابستگی به غرب منجمله امریکاست که همواره جزء لاینفک باورهای مصدق و مصدقی ها و بختیار و بختیار دوستان بوده است. اما امروز می بینیم که دست نیاز و طلب دراز کرده ایم و از آمریکا تــــــــــــحریم طلب می کنیم!! یاللعجب که دوستان چه زود حرف های شعارگونه خود را فراموش می کردند که می گفتند دول بزرگ و سیرتعاملات جهان براساس منافع شکل می گیرد و هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد. حال چه شده که امریکا و تحریم هایش نجات بخش ایران و ایرانی گردیده نمی دانم.

بنده ساعت ها با برخی از این امضا کنندگان محترم گفتگو کردم، هرچند که آب ریخته به جوی باز نمی گشت اما باز درصدد تاکید بر وضعیت مردم و عدم توانایی آنها در تحمل تحریم های بیشتر بودم. اما تنها استدلال این عزیزان این بود که اگر آمریکا تحریم های مالی  و اقتصادی ایران را بردارد حکومت مجدد به ثروتی دست پیدا می کند و دلارها همچون زمان اوباما به سوریه و لبنان و عراق می رود و امثال قاسم سلیمانی ها چمدانی میلیون ها دلار از ثروت این مملکت را به اجنبی ها می دهند.

اما سئوال من از تمام این عزیزان این بود که آیا راه دیگری برای عدم واگذاری اموال بلوکه شده ایران درخارج به نیروهای نظام نبود؟ ایا تنها راه نامه نگاری به بایدن برای حفظ و تشدید تحریم ها بود؟ گیریم که پول های بلوکه شده بازنگشت و همچون زمان فعلی رژیم دسترسی به حساب های مالی خود نداشت، آیا روند اقدامات مخربش در منطقه تغییر داشته است. پاسخ خیر است . چرا که حکومت بیش از پیش دستش را درجیب مردم کرده و با فشار به جامعه هزینه های خود را تامین می کند.

منظور بنده واگذاری اموال ملت ایران به این رژیم نیست بلکه معتقدم باید راهکارهای منطقی تر برای فشار به حکومت اندیشید که آسیب کمتری به ملت وارد شود. نه اینکه نقطه فشار روی مردم قرار دهیم تا حکومت تحت تاثیر قرار گیرد.

آنچه امروز بنده به عینه در ایران مشاهده می کنم یأس و ناامیدی در جامعه ای است که مردمش حتی از یکدیگر هم بیزار شده اند و امید به زندگی تبدیل به آرزوی مرگ برای رهایی و خلاصی ازاین وضعیت گردیده است.

باید کر و کور بود تا مصیبت ها را در چهره مردم ندید و صدای ناله آنها از وضعیت فعلی را نشنید. تحریم های آمریکا امروز نه تنها حکومت را هدف نگرفته بلکه فرصت مظلوم نمایی به این رژیم تزویر داده است تا تمامی کثافت کاری های خود و دزدی ها و فسادهای کلان را به گردن تحریم ها بیندازد و از مسئولیت شانه خالی کند.

دوستان چه درست و چه غلط بنده بر این باورم که جامعه گرسنه هیچگاه به فکر مطالبه گری اجتماعی نخواهد افتاد . چرا که هدفش این نیست و تنها به فکر راهی برای نجات از فقر و درد نان است. این هدف انواع و اقسام معضلات اجتماعی را درپی دارد و همچون طاعونی جامعه را نابود خواهد ساخت درحالی که سران رژیم بدون دغدغه و نگرانی در کاخ های خود نظاره گر این وضعیت هستند و خم به ابرو نمی آورند.

امیدوارم توانسته باشم منظور خود را منعقد و منتقل کرده باشم. برای همگی عزت و سلامتی آرزومندم. حمیدرضا عسگری

دیدگاهتان را بنویسید