توپ در زمین کیست؟ مقایسه رفتار بایدن و ترامپ با محوریت فرمان های اجرایی

فریدون مجلسی

روزنامه جهان صنعت/ یکشنبه 19 بهمن 1399/ یادداشت صفحه اول

توپ در زمین کیست؟

فریدون مجلسی

تهران

شاهدیم که هر یک از طرفین برجام یعنی ایران و طرف غربی مدام توپ را در زمین دیگری می‌اندازند و خواستار آن هستند که قدم اول را طرف مقابل پیش بگذارد! سیاستی که دقیقا به اندازه عمل قهر کردن، کودکانه است. این رویه برای نشان دادن غرور در پیش گرفته شده و غرور هم جای خود را دارد اما در اینجا باید به این نکته مهم توجه داشت که در ادامه این رویه ملت آمریکا بیشتر در رنج و عذاب خواهد بود یا ملت ایران؟ به طور قطع دولت و حکومت هر کدام از کشورها که ملت آن در سختی است، وظیفه دارد برای رفع مشکلات ملت، پا پیش گذارد.

گذشته از این رویة منتظر اقدام طرف مقابل بودن، شاهد سکوت بایدن و تاخیر وی در بازگشت به برجام هستیم. به اعتقاد من، علت این امر را نیز باید در ایران جست‌و‌جو کرد زیرا او وقتی انتخاب شد و حتی قبل از آن، حل‌و‌فصل مساله هسته‌ای را در اولویت قرار داده بود و انتظار می‌رفت به برجام برگردد. به هر حال او می‌گفت من خروج ترامپ از برجام را قبول ندارم و اکنون سوال اینجاست که چرا بعد از رییس جمهور شدن به برجام برنگشته و در برابر این مساله سکوت کرده است؟!

به گمان من دلیلش آن است که در داخل ایران هم برخی به بازگشت او به برجام تمایل ندارند. اگر وجود داشت که با اقداماتی، برجام را به صورت فلج درنمی‌آوردند. لابد ترجیح‌هایی دارند که بر مبنای آن مایل هستند وضعیت بحرانی باقی بماند. به هر حال دلیل رویکرد فعلی، واکنش به این رویکرد ایران است زیرا پیش از آنکه بایدن بتواند کار خود را شروع کند و در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری ترامپ، در ایران دو اقدام بازدارنده نسبت به امکان همکاری آینده با بایدن انجام شد؛ نخست اقدام به اعلام پرسر و صدای غنی‌سازی ۲۰ درصدی بود که آمریکا این مسئله را برای اسراییل که مورد حمایت آنان است، تهدید قلمداد می‌کند. دوم نیز اینکه مقامات ایرانی با تاکید عدم تمایل خود را اعلام کردند و گفتند توپ در زمین آمریکاست. توپ اما در واقع در زمینی است که مشکل دارد و باید مشکلات خود و ملت خود را حل کند. به اضافه اینکه در ادامه این مسیر، قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و به آمریکا دو ماه فرصت داده شد تا تحریم‌ها را لغو کند. ضمن اینکه دولت را مکلف کردند در پایان این فرصت، کلیه محدودیت‌های برجامی را نادیده بگیرد و حتی آن پایش‌های سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را هم قطع کند. احتمالا باید ناظران این سازمان را هم بیرون کند.چنین تهدیدی پیش از شروع به کار بایدن یعنی او را در برابر تهدید انجام شده قرار دادند. طبیعی است که هر قدرت بزرگ یا کوچکی در شرایط مشابه واکنش خواهد داشت. بدیهی است که با دستان تسلیم‌شده نمی‌آید و به خاطر اقدام عجولانه مجلس ایران، تسلیم نمی‌شود بلکه کاملا برعکس عمل می‌کند. به این ترتیب یکی از دلایل روشن تاخیر بایدن در تصمیم‌گیری درباره برجام این است که می‌خواهد فرصت دو ماهه تمام شود. او مایل است ببیند ایران بعد از اتمام این مهلت تهدید خود را چطور عملیاتی می‌کند. این نکته را نیز در نظر داشته باشید که اگر ایران تهدیدات خود را عملیاتی کند، دیگر اصلا برجام مطرح نیست که آمریکا بخواهد مقدمات بازگشت به آن را فراهم کند. مسلم است که آمریکا زیر بار شروط ایران نخواهد رفت همان‌طور که زیر بار پنج گام قبلی ایران نیز نرفت. ایران با وجود آن تجربه دست به اقدام اخیر زد و بر همین اساس من نتیجه می‌گیرم که در داخل ایران تمایل و اراده‌ای برای رفع این مشکل وجود ندارد. سرنوشت این مساله نیز در شرایط کنونی فقط یک چیز است و آن، اینکه با خروج ایران از برجام و منتفی شدن قطعنامه شورای امنیت درباره معلق شدن آن شش قطعنامه تحریمی، تحریم‌ها برگشته و ایران به عنوان خطری برای صلح و امنیت بین‌المللی مشمول فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد خواهد شد.

خبرگزاری  ایلنا/ شنبه 8 بهمن 1300

یادداشتی از فریدون مجلسی؛

مقایسه رفتار بایدن و ترامپ با محوریت فرمان های اجرایی

اخیراً در برخی محافل اقدام‌های جو بایدن در مورد صدور فرمان‌های اجرایی با اقدام‌های ترامپ در اوایل به روی کار آمدنش در سال ۲۰۱۶ مقایسه می‌شود. معتقدم مقایسه کردن بایدن و ترامپ کار درستی نیست. بایدن به درستی ترامپ را یک فاشیست می‌داند و به نوعی در حال باطل کردن دیدگاه نژادپرستی او است که به نظرم کار بسیار صحیح و درستی خواهد بود, برای من و بسیاری از کسانی که آمریکا را از نزدیک دیده یا حداقل سال‌ها به مسائل آن توجه کرده اند، ترامپ همان شخصی است که با کلاه پوستین و بدن خالکوبی شده به کنگره حمله کرد و دموکراسی را زیر سوال برد. از این منظر معتقدم که بایدن حق دارد تمام فرامین به جا مانده از ترامپ را سریعاً پاک‌سازی کند. رئیس‌جمهوری فعلی آمریکا نه تنها به ملت خود بلکه به تمام دنیا متعهد است و باید تعهد خود را اجرایی کند. بر این اساس کشوری که مدعی حقوق‌بشر است و بزرگ‌ترین ارتش و اقتصاد دنیا را در اختیار دارد نمی‌تواند با یک جانبه‌گرایی اوضاع را جلو ببرد.

قانون اساسی ایالات متحده هم اقدام‌های مخرب ترامپ را بر نمی‌تابد و از این منظر باز هم معتقدم اقدامات بایدن در طول دو هفته اخیر و همچنین ابطال فرمان‌های ترامپ کاملاً درست است. در تاریخ آمریکا به جا گذاشتن خرابه‌ای از یک رئیس جمهور مانند ترامپ سابقه نداشته است و حالا بایدن در حال بازسازی خانه خراب شده است. به یاد داریم که ترامپ در ابتدای ورود به کاخ سفید طرح بیمه همگانی اوباما را در مورد هدف قرار داد و خرابی‌های زیادی به بار آورد. صدور فرمان‌های پی در پی و موضوعات مختلف و خارج شدن از توافق‌های چند جانبه منطقه‌ای و بین‌المللی همه باعث شد تا ایالات متحده دیگر همانند گذشته به عنوان یک ابرقدرت نتواند کار خود را جلو ببرد.

مشکلی که در اینجا باید مورد اشاره قرار بگیرد این است که رئیس‌جمهور ایالات متحده اساساً دارای اختیارات بسیار زیادی است و می‌تواند کارهای بسیاری انجام دهد ولی ترامپ فقط جنبه مخرب دستورهایش را به رخ دنیا کشید و طی چهار سال گذشته حتی یک لبخند از او به یاد نداریم و مشکل‌های زیادی به وجود آورد. در همین راستا دیدیم که ترامپ بسیاری از نزدیکان خود را اخراج کرد و تمامی این مولفه‌ها تجربه‌ای بسیار تلخ برای آمریکا به جا گذاشت. حالا با آمدن بایدن شاهد هستیم که او به نوعی می‌خواهد فرمان‌های فاشیستی ترامپ را ملغی کند. این در حالی است که پرونده استیضاح رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا همچنان باز است که دلیل اصلی آن هم سازماندهی شورش علیه کنگره بود.

دیدگاهتان را بنویسید