تقدیم به بانوان ایران زمین

زنم من
دخترم من
مادرم من
همسرم من
جهان را بی‌توقع یاورم من
من آن عشقم که در وصفم
سروده شاعران اشعار طولانی
منم شیرین
منم گُردآفرید پهلوان
آن قهرمان نامی ایران
فرنگیسم، منم رزم‌آور توران
منم عشق سیاوس
مادر کیخسرو نامی
نگارم من، منم آن شیربانویی
که روشن بود چشمان کوراوغلی
از من و عشقم
منم پروین
منم سیمین
منم نسرین
به هرنامی که می‌خوانی و میدانی مرا، سوگند
مرا آنگونه كه هستم بين
آنگونه که هستم پذیرا باش
ترا من باتمام کاستی‌هایت پذیرفتم
من این یوغ گران ماورایی را نمی‌خواهم
من انسانم
به روزیکه زمین زیرپای من چنین سست است
شعار آن بهشت زیر پایم را نمی‌خواهم
ترا آزاد می‌خواهم
ترا دلشاد می‌خواهم
مرا آزاد و خندان خواه
برایم حق بودن
بودنی آزاد قائل باش
و باور کن
زمانی شاد خواهی بود
که من را در کنار خود
نه در رویا
همین‌جا و همین اکنون
نه در جایی فراسوی زمان حال
انسانی همانند خودت دانی
من و تو پایه‌های زندگی هستیم
کجا دیدی درختی خوش بروبالا
به روی ریشه‌هایی سست؟
برای زندگی در یک جهان نو
جهانی شاد
جهانی خرم و آباد
بیا از مرزهای گفته‌هایِ‌ خوب
و اعمال نه‌چندان خوش
به‌سوی واقعیت گام برداریم
نه روزی را بنامم کن
نه حقی را بگیر از من

تقديم به بانوان ايران زمين

دیدگاهتان را بنویسید