مصاحبه آقای زعیم


گفتگوی روزنامه مستقل با کورش زعیم، عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران – سامان ششم

پرسش 1- چشم انداز مذاکره بایدن با دولت روحانی را در چند ماه آینده تا انتخابات۱۴۰۰ را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ 1- چشم انداز موفقیت دولت کنونی جمهوری اسلامی برای آغاز به مذاکره با دولت جو بایدن چندان زیاد نخواهد بود، آنان در مذاکره با دونالد ترامپ بیشتر موفق میبودند. دخالتهای نهادهای غیرمسئول در دیپلوماسی خارجی، شعارگرایی مجلس کنونی که اکثریت از سپاه پاسداران هستند و با شعارها و سنگ اندازیهای خود جو مذاکرات احتمالی را برای دولت کنونی را نامطمئن خواهند نمود یا بطورکلی از هرگونه مذاکره جلوگیری خواهند کرد تا خود دولت را بدست بگیرند.

باید توجه داشت که جو بایدن شاید باتجربه ترین سیاستمدار امریکا در مورد ایران است. او از سی سالگی که کمترین سن برای ورود مجلس سنا است به عنوان سناتور انتخاب شد، یکی از 18 تن سناتور 30 ساله در تاریخ امریکا. او در جریان ایجاد انقلاب در ایران، عضو کمیسیون سیاست خارجی کنگره امریکا و مشاور جیمی کارتر در مورد ایران بود. بایدن همچنین در دوران بیل کلینتون هم مشاور رییس جمهور در مورد ایران بود. در دوران باراک اوباما هم معاون اول رییس جمهور همین جو بایدن بود که در جریان مذاکرات برجام فعال و تاثیرگذار بود. یک امتیاز بایدن در مورد ایران این است که دامادش که ایرانی است او را همیشه از اوضاع جامعه ایران باخبر نگه میداشته است. همچنین میتوان گفت که جو بایدن در رویدادهای سال 57 ایران، از کنفرانس گوادِلوپ تا تغییرات بنیادین در ایران نقش کلیدی داشته است.

جو بایدن اگر جای ترامپ رییس جمهور میبود شاید در برقراری تحریمهای ثانویه علیه جمهوری اسلامی اینقدر زیاده روی نمیکرد، ولی اکنون که ترامپ این “هدیه” را برای او به ارث گذاشته به این آسانی ها آنرا از دست نخواهد داد. بی تردید درخواستهایی از جمهوری اسلامی خواهد داشت که تا حد زیادی مشابه فهرست دوازده گانه درخواستهای دونالد ترامپ خواهد بود.

برای شناخت بیشتر جو بایدن، هر دو پسرش و دخترش اشلی همه همسران یهودی دارند. دامادش یک یهودیست. خود جو بایدن در شبکه اول تلویزیون اسرائیل گفته: «من یک کاتولیک باورمند هستم، و مانند هر کاتولیک سرسختانه بر این اصل پای میفشارم که یک کاتولیک خوب پیش از اینکه مسیحی باشد باید یک یهودی خوب باشد و من نیز پیش از اینکه مسیحی باشم خود را یک یهودی میدانم. من نه تنها یهودی هستم که افتخار میکنم بگویم که من یک صهیونیست هستم و به صهیونیست بودن خود افتخار میکنم و به وجود اسرائیل و ملیگرایی یهودیان سخت پایبندم.»

دشواری دیگر جمهوری اسلامی معاون اول رییس جمهور امریکا کامالا هَریس است. کامالا هریس حقوقدان و سه سال است که سناتور شده است. مادر او مهاجر هندی و دکترای زیست شناسی دارد و پدرش یهودی اهل جامائیکا است و دکترای اقتصاد دارد. شوهرش هم از پدر و مادر یهودی و خود صهیونیست و عضو لابی اسراییل در امریکاست. خود کامالا هریس بارها گفته که سرسختانه پشتیبان سیاستهای اسراییل است و “هر کار ممکن” را برای کمک به اجرای سیاستهای اسراییل انجام خواهد داد.

در مورد تحریمها، حتی اگر دولت جو بایدن بخواهد هم نمیتواند به آسانی آنها را لغو کند. برخی تحریم ها مربوط به شورای امنیت و سازمان ملل هستند که لغوشان بسیار دشوار و زمانبر است، شاید تا یک سال و نیم. دوم تحریمهای خزانه داری امریکا است که ممکن است بایدن به علت پیامدهای جهانی آن با مقاومت خزانه داری امریکا، دستکم برای برخی از آنها، مواجه شود. تنها میماند تحریمهای ریاست جمهوری که برخی از آنها نیز به موافقت کنگره دارد و بقیه آنها هم بدون گرفتن امتیاز امکانپذیر نخواهد بود.

با توجه به چشم اندازی که از دولت آینده امریکا داریم، جمهوری اسلامی باید از خواب خوش بیدار شود.

2- اگر دولت روحانی نتواند با بایدن مذاکره کند و به توافقی در عرصه سیاسی و اقتصادی نرسد. چه اتفاقاتی را برای کشور و مردم محتمل میدانید؟

پاسخ 2- مردم باور دارند که تحریم ها تاثیری در سرنوشت اقتصادی مردم ندارند، زیرا وقتی تحریمها نبودند هم اقتصاد کشور به علت فساد گسترده و ژرف در حال سقوط بود و فقر فزاینده در کشور حاکم شده بود. مردم میدانند که تورم بالا، بیکاری، ورشکستکی کارخانه ها و بانکها، سقوط صادرات و کشاورزی بخاطر تحریمها نبوده بلکه علت اصلی آن هزینه کردن بودجه و دارایی کشور در ماجراجویی های برونمرزی، ناکارآمدی مدیران بی تجربه و فاسد، و بطور کلی مهاجرت دارایی های کشور به جیب از مابهتران نظام بوده است که بخش کوچکی از آن در رفتار اشرافی و گاه بی اخلاقی فرزندان سردمداران ابرثروتمند نظام در خارج کشور آشکار است. تمرکز و انحصار پروژه های عمده و گاه غیرضروری کشور در یک نهاد نظامی و دو نهاد مذهبی و حکومتی بودن هشتاد درصد اقتصاد کشور و دیگر ناهنجاریهای حکومتی چیزهایی نیستند که با برداشتن تحریمها درمان شوند.

من باور دارم که کشور آبستن یکی از سخت ترین، گسترده ترین و شاید خونینترین اعتراضات مردمی است. باور دارم که مسئولان نظام هم این را میدانند و برای همین است که بجای اندیشه درمان شرایط، بیش از یکصد گردان سرکوب در سراسر کشور مستقر کرده است. نظام مدیریتی و سیاسی کشور نیاز به یک دگرگونی بنیادین دارد تا خبرگان اقتصادی و مدیریتی کشتی سوراخ شده و در حال غرق شدن کشور را بازسازی کنند.

نباید فراموش کرد که سیاستهای نادرست منطقه ای کشور را در محاصره همسایگان قرار داده که در بروز کمترین حمله یا فشار خارجی به مرزهای ما تجاوز خواهند کرد. جزیره های شاخاب پارس در خر هستند، مرز شمالی ما در محاصره ترکیه و باکو و اسرائیل است و ارتش خود را همراه با 7 هزار داعشی در آنجا مستقر کرده اند. یک اشتباه محاسباتی کشور را وارد یک جنگ بسیار بسیار خطرناک و بازنده خواهد کرد. امریکا ناو هواپیمابر اتمی کهنه و از رده خارج خود، انترپرایز، را که باید در جایی غرق کند وارد آبهای ما کرده تا جمهوری اسلامی به آن حمله کند و اسراییل آنرا با موشک غرق کند و ماجرا را گردن جمهوری اسلامی بگذارند تا بهانه برای حمله به پایگاههای نظامی سپاه باشد. در این صورت مان رخ خواهد داد که عملیات توفات صحرا و حمله به عراق رخ خواهد داد. اردوغان هم در شمال ما برای چنین رویدادی روزشماری میکند. استانهای شمالی ما مملو از جاسوسان میت ترکیه است.

پرسش 3- به نظر جنابعالی اصول گرایانی که الان مخالف مذاکره دولت روحانی با بایدن هستند، آیا با روی کارآمدن دولت اصولگرا بازهم بر طبل مذاکره با آمریکا خواهند کوبید؟

پاسخ 3- به باور من، اصولگرایان مخالف مذاکره با دولت بایدن نیستند، آنان نمیخواهند کسی جز خودشان این گام مهم را بردارد؛ بویژه اردوگاه نظامی اصولگرایان که برنامه ای در حال اجرا برای کنترل هر سه شاخه حکومت است. اگر آنان روی کار بیایند؛ و اکنون می بینیم که برای قدرت مطلق خیز برداشته اند، بی تردید نشانه های مثبتی در گرایش به مذاکره با امریکا نشان خواهند داد. ولی از حالا تا زمانی که احتمالا آنها حکومت را قبضه کنند، رویدادهای ناخوشایند پیش بینی نشده ای ممکن است رخ دهد. حکومت جمهوری اسلامی در شرف پایان است که امیدواریم این پایان مسالمت آمیز و کم هزین باشد. این البته بستگی به خِرد تصمیم گیرندگان راهبردی نظام دارد.

پرسش 4- درصورتیکه مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا به ثمر ننشیند، دولتهای اروپایی چه رویکردی را در قبال ایران انتخاب میکنند؟

پاسخ 4- بسته به اینست که چرا مذاکرات به ثمر ننشسته. اگر در اثر ادعاها و درخواستهای غیر منطقی باشد و جمهوری اسلامی شرط بگذارد که نخست امریکا پا پیش بگذارد و سپس آنها یک گام جلو خواهند آمد، مذاکرات به بن بست خواهد انجامید و اروپا در کنار امریکا خواهد ماند. اگر مذاکرات بدون پیش شرطهای ایران و با پذیرش برخی پیش شرطهای پذیرفتنی امریکا پیش برود، اروپا از امریکا خواهد خواست که در تعهدات برجامی خود پابرجا باشد.

در هر حال، مانورهای نظامی امریکا و اسراییل در منطقه را نباید ساده انگاری کرد. بزرگترین ناو هواپیمابر امریکا، نیمیتس، در آبهای ما کمین گرفته، سه بمب افکن بسیار قدرتمند ب-52 به منطقه فرستاده شده و پیشرفته ترین جتهای جنگی اف 35 را به امارات داده اند. زیردریایی های امریکا و زیردریاییهای اتمی اسراییل در نزدیکی ما هم میتواند هشدار به جمهوری اسلامی باشد و هم میتواند پیش درآمد یک طرح راهبردی برای تغییرات عمده در ایران باشد که منتظر بهانه از سوی جمهوری اسلامی هستند؛ اردغان ترکیه هم با پایگاه نظامی و داعشیهای خود در مرز شمالی در انتظار فرصت. سیاستگذاری راهبردی ایران نباید در دست آدمهای کم سواد و بی تجربه باشد.

پرسش 5- درصورت روی کارآمدن دولت نظامی در ۱۴۰۰ آیا روند مذاکره با آمریکا مسیرعادی خواهد داشت یا روند مذاکرات دو کشور دچار چالش می گردد؟

پاسخ 5- در صورت روی کار آمدن یک دولت نظامی، بویژه نظامیانی که در عملیات منطقهای فعال بودهاند، اعتماد امریکا به تعهدات دولت جمهوری اسلامی بسیار کم و بسیار احتیاط آمیز خواهد شد. دولت امریکا از پایین بودن سطح سواد و دانش نظامی و مدیریتی نظامیان سیاسی و نیز سطح فساد در میان آنان و نیز پایین بودن سطح تعهد آنان به رفاه ملی آگاه است. بنابراین روش مذاکره امریکا با یک دولت نظامی بسیار آمرانه خواهد بود، بویژه که بوسیله جاسوسان فراوانی که امریکا و اسراییل در سطوح نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی دارند، توان آنها برای تهدیدهای حیثیتی بسیار بالا خواهد بود. این توان در دولتهای غیرنظامی بسیار کمتر است. از آنجا که باور دارم سامانه امنیتی امریکا با کمک سامانه امنیتی اسراییل از جزئیات عملکرد تک تک شخصیتهای مطرح نظامی و شبه نظامی جمهوری اسلامی آگاه هستند، مذاکرات میتواند از سوی امریکا یکسویه باشد. ما بارها شاهد بودهایم که طرحها و عملکردهای پنهانی و سری سامانه شبهنظامی و امنیتی کشور توسط عوامل امریکا و اسراییل آشکار و حتی مدارک آن ربوده شده، بنابراین تسلط اطلاعاتی امریکا بر یک دولت نظامی جمهوری اسلامی دور از ذهن نیست.

پرسش 6- به نظر شما نقطه پایان تنگناهای معیشتی و اقتصادی مردم در کوتاه مدت در مسیر مذاکره و توافق هستهای با جامعه جهانی میسر و امکانپذیر است؟

پاسخ 6- هیچ راه حل کوتاه مدت وجود ندارد. جمهوری اسلامی همه سامانههای استاندارد یک اقتصاد ملی را نابود کرده است. هشتاد درصد اقتصاد کشور در دست اشخاص، نهادها و خانواده های حکومتی است که نه گزارش میدهند، نه مالیات میدهند، نه حقوق گمرکی میدهند و نه حساب و کتابی درباره عملکرد و سود آنها وجود دارد. حتی فروش نفت و گاز بی حساب و کتاب است و کسی نمیداند براستی چقدر میفروشند، چند میفروشند و پولش به کجا میرود. این شرایط در مورد شرکتها و کارخانهها و طرحههای بزرگ زیربنایی کشور هم صادق است. تنها درصد کمی از صنایع و واردکنندگان مستقل هستند که گمرکی و مالیات میدهند که آنها هم در لبه پرتگاه ورشکستگی هستند.

من چون با صدها صنعت در ایران و امریکا و اروپا به عنوان مشاور کار کرده ام خوب میدانیم که صنعت کشور که چهل سال پیش دومین پس از ژاپن بود، اکنون از عقب افتادهترین است و بیشتر صنعتگران ما به دلیل عدم توان ادامه کار در شرایط جمهوری اسلامی از کشور مهاجرت کرده یا از کار دست کشیده اند. صنعتی که کار میکند در زیر مالکیت و چتر دو سه نهاد مذهبی و نظامی هستند که به ملت پاسخگو نیستند و اعتنایی به معیشت و رفاه مردم ندارند و به نهادهای کنترلی دولت هم پاسخگو نیستند.

دیدگاهتان را بنویسید