ما و آنها؛ نگاه ما بداخل و نگاه آنها به کیسه ترامپ ، عربستان سعودی و اسرائیل میباشد – داریوش مجلسی

در اخبار روز

سرزینمان ایران در یکی از سخت ترین دوران  تاریخش بسر میبرد. رژیم ایران از یکسو مانند یک جانور درنده بجان مردم این مملکت افتاده و هر روز بیشتر از پیش از ترس جانش به قتل و اعدام ایرانیان بی دفاع می پردازد. از سوی دیگر بیگانگانی  که دغدغه شان اصلا و  بکل بود و نبود این رژیم نیست و هدفهای خطرناکتری را برای عدم بقای سرزمینمان در سر میپرورانند در شمال (ترکیه، با یاری پان ترکییست ها و جمهوری باکو و نیروهای داعشی) و در جنوب (اسرائیل، عربستان، امارات، قطر و نیروهای تجزیه طلب عرب) و در شرق و غرب ( تجزیه طلبان بلوچ و عرب) ایرانرا در حلقه گاز انبری خود قرار داده اند. تحریم ها و چپاول سرمایه ملی مان از سوی سردمداران رژیم نه رمقی برای رژیم برای دفاع از مرزهایمان و نه سرمایه ای برای شرکت ها و خزانه مملکت باقی گذارده و طبقه متوسط و بخصوص فقیر جامعه درگیر تهیه نان و آبی برای رزق و روزی شان میباشند.

رژیم هم بدون هیچگونه قوه دفاعی مشغول رجز خوانی و هارت و پورت بی پایه برای قدرت نمائی کاذب و ترس و رعب در جامعه میباشد و هر از گاه یک بخت برگشته را به طناب دار آویزان میکنند.

در این میان گروهی در خارج کشورکه نه در خارج و نه در داخل دارای کوچکترین نیرو و پشتوانه مردمی میباشند مشغول داد و فریاد و به نمایش گذاردن شعارها و داد و فریادهائی میباشند که سالهای متمادی بدون کوچکترین تغییری مرتب مانند صفحه گرامافون طوطی وار بگوش جمع قلیل هواداران خود میرسانند. تظاهراتی هم در شهر های بزرگ خارج کشور که دارای جمعیت بزرگ ایرانی نیز میباشند  برگزار کردند که نشان از نیروی قلیل و ناچیز این گروهک ها بود.  در نیویورک کمتر از 100 نفر و در کلن حدود 120 نفر.

سالهاست که شعارهای تکراری و رنگ و رو رفته خود را تکرار میکنند و تعداد هوادارانشان روز بروز به تحلیل میرود و بطرز بچگانه ای فریاد سرنگونی و براندازی رژیم را سر میدهند آنهم بدون هیچ پایه مردمی در درون کشور. حالا کاش این دون کیشوت بازی ها بهمین جا ختم میشد. خانمها و آقایان  دولت در تبعید !!! تشکیل میدهند بدون اینکه حتی قادر به جابجائی یک فنجان چای از روی یک میز به روی میز دیگر در داخل کشور باشند. طبیعی است وقتی عده قلیلی ادعاهای بسی فراتر از توانشان سر میدهند ناچارا نیاز به اربابی دارند که آنها را از لحاظ مالی تغذیه نماید. طبیعی است که ارباب هم بدون دریوزگی و نوکری سر کیسه شل نمیکند. بهمین دلیل وقتی بیانیه ها و نشریات آنها را میبینید درست شبیه به دفتر ایرانی  نمایندگی یکی از کثیف ترین و جنگ طلب ترین رئیس جمهورهای امریکا ( یعنی ترامپ) میباشد.

وقتی سخنانشان را گوش میدهید و مطالبشان را میخوانید میبینید بطرز چندش آوری از عمو ترامپ تشکر میکنند که تحریم ها را باز هم شدید تر و زندگی مردممان را بازهم تیره و تار تر میکند. هر شکست آقتصادی در داخل و هرکمبودی در تامین نیازهای مردم به شادیها  و هوراهای این جماعت منجر میشود. هموطنان بدبختمان در حقیقت هم با چپاول سرمایه شان از سوی رژیم روبرویند و هم با   جماعت مشروطه خواه و مجاهدین که هر مشکل داخلی را با شادی همراه میکنند.

البته این عکس العمل ها از سوی برانداز ها و سلطنت طلبان خارج نشین زیاد غیر قابل فهم نیست. تو وقتی از کوچکترین پایه مردمی در داخل کشور محروم باشی و فقط توانسته باشی با چندرغازی که از امریکا و عربستان دریافت میکنی به فعالیت های نمایشی خودت ادامه دهی ناچارا تنها کاری که از عهده ات برمیاید حمایت از حملات، تهدید ها و تحریم های قدرت های خارجی میباشد. البته این خانم ها و آقایان دارای هنر !!! دیگری نیز میباشند و آنهم تخطئه قهرمانان و مبارزین داخل کشور است در زمانی که یا به زندان میفتند یا فوت میکنند و یا یک جایزه بین المللی دریافت میدارند. مانند تهمت ها و حملاتی که اخیرا در خارج کشور نسبت به شادروان دکتر ملکی، خانم محمدی و نسرین ستوده و غیره انجام میگیرد

سئوالی که اینجا فورا مطرح میشود، اینست که آیا هیچ وجه مشترکی بین ما و اینها وجود دارد؟ آیا ما و اینها متعلق به یک سرزمین و دارای منافع مشترک ملی میباشیم؟ آیا آرمانهای ملت دوستی و ایران دوستی ما  را میتوان با کاسه لیسی بیگانگان و اجرای منافع قدرتهای بیگانه در یک خط قرار داد؟ ابدا و هرگز. فاصله و تفاوتهای آرمانی بین ما و آنها همسان تفاوت ها و اختلافات ما با جمهوری اسلامی ایران میباشد.

ما دقیقا بسر دوراهی رسیده ایم که باید صفمان را مشخص کنیم. آیا زمان آن نرسیده که با امضای بیانیه ای مخالفت شدید خودمان را با هرگونه جنگ یا حمله بسرزمینمان و بخاک و خون کشیدن ملتمان اعلام کنیم؟ ما چشم به داخل داریم به عزیزانی که با تمام اعدام ها و سختگیری ها مشعل جامعه مدنی و فرهنگی را، با راه و روش خودشان، به پیش میبرند. زنانمان راه بسوئی برده اند که فرسنگها با راه آخوند فاصله دارد

داریوش مجلسی، دسامبر 2020.

 

4 نظر در “ما و آنها؛ نگاه ما بداخل و نگاه آنها به کیسه ترامپ ، عربستان سعودی و اسرائیل میباشد – داریوش مجلسی”

  1. دوست گرامی جناب داریوش مجلسی

    مقاله شما را دو بار خواندم تا جمله هائی از آنرا اینجا دوباره بنویسم

    ولی هر جمله آن گوشه ای از این فرقه آپوزیسیون بی مصرف به محوریت رضا ال■■■■گ (به قول اردشیر زاهدی) را رسواتر میکند

    این فرقه که شاه فقید از آنها گله مند بود (در مصاحبه با دیوید فراست)، قبل از 57 به لوس آنجلس آمدند

    و چون عده ای از آنها سینماچی و اهل کاباره شکوفه نو و پائین تر بودن، نام های روشنگری و بیداری روی خودشان گذاشته با محویت شازده، نام و نشان رسانه ای برای خودشان بدست آوردند

    بیانیه 14 تن که تنها راه مبارزه و وسیله سرنگونی رژیم آخوندی و هدف هر ایراندوستی میباشد، این فرقه همان موقع انتشار، نام 14 معصوم روی 14 تن گذاشتند

    این فرقه بی شرمانه مبارزان داخل ایران مثل نسرین ستوده، شعله سعدی، کوروش زعیم، زنده یاد ملکی، 14 تن و هزاران مبارز دیگر را متهم به همکاری با رژیم آخوندی میکنند

    این فرقه بی هویت که اگر شما سوابقشان را گوگل کنید چیزی در رزومه ندارند به جز هارت و پورت کردن و چاپلوسی رضا ال■■■■گ خاموش شدنی نیستند، چون تا عربستان و اعانات دیگر هست، اینها هم به یاوه گوئی خودشان ادامه میدهند

    اگر بیست و دوسال پیش رفسنجانی سیاست برونمرزیش حمایت از رضا پهلوی بود، اکنون تعداد آقازاده های مقیم لوس آنجلس با ثروت های دزدیده شده از ملت ایران، دارند یواش یواش بیشتر از این فرقه میشوند و روضه خوانی آنها بیشتر از کنسرت های بیداری اینها بیننده دارد

    کار ما در آمریکا فقط رساندن پیام مردم ایران به دولت آمریکا و تقاضای آنها برای تغییر قان اساسی در ایران بوده و خواهد بود و پشیزی ارزش برای این فرقه چاپلوشان رضا ال■■■■گ قائل نیستیم

    ارادتمند

    سهراب چمن آرا

    http://www.IranianAmerican.info
    http://www.ghanoon.org
    http://www.chamanara.net

  2. خب شما که نوکر نیستید و اینهمه سنگ مردم رو به سینه می زنید، چکار کردید تا حالا برای ملت؟! چندتا پیرمرد جمع شدین دور هم، به همه تهمت می زنید. هنر بزرگتون هم همینه. مبارزه با اپوزیسیون خارج کشور. چقدر هم حرفاتون شبیه به حرفای خامنه ای و شرکا هست. خسته نباشی پهلوون.

  3. با درود خدمت عزیزان و آرزوی سلامتی برای دوستان

    با خوانش دست نوشته جناب داریوش مجلسی بر خود واجب دیدم که چند سطری را به آن اضافه کنم و توضیحاتی را ارائه نمایم.

    بنده با صراحت اقرار می کنم که در مقابل بینش و ژرف نگری سیاسی و ملی گرایی بسیاری از خوانندگان این متن حرفی برای گفتن ندارم و آنچه را سیاهه می کنم برگرفته از مشاهدات و لمس واقعیت هایی است که در کشورمان جاری است.

    از آنجا که چند ماهی است به ایران برگشتم و از نزدیک سیر تحولات و تنش های داخلی و خارجی کشور را ملاحظه می کنم باید به ضرس قاطع عرض کنم که جامعه ایران (منظور اقشار مردم است) به کلی دچار بی تفاوتی و نا امیدی نسبت به عملکرد رسمی حکومت شده اند و دیگر هیچ اهمیتی به تحولات و موضع گیری های نظام ندارند. البته که هواداران و وابستگان حکومت حسابشان از این بحث جداست کما اینکه آنها نیز دچار ریزش شده اند و تنها به حفظ ظاهر مبادرت دارند.

    آنچه از تحولات ایران امروز قابل وصف است،درگیری درون حکومتی میان جریان های قدرت برای بهره مند شدن از تتمه سفره انقلاب هستند چرا که طی این سال ها به طور فزاینده ای ثروت ملی و داشته های کشور به غارت رفت و چیزی باقی نمانده تا شکم سیری ناپذیر رانت خواران انقلاب پر کند.

    نکته دیگر درمورد نوع موضع گیری های داخلی درمورد جریان های خارج نشین است. بنده در تکمیل توضیحات جناب مجلسی باید عرض کنم که امروز قاطبه مردم ایران اعم از نسل قدیم و جدید باوری به این ندارند که صاحبان شبکه های ماهواره ای و سلطنت طلبان یا مشروطه خواهان و دیگر جریان اپوزیسیون برای آنها اقدامی صورت دهند.چرا که خوش رقصی های آنها برای آمریکا و سعودی را مشاهده می کنند و به این واقعیت رسیده اند که اگر تحریم ها خونشان را به شیشه کرده و برای نان شب هم محتاج شده اند، اما جیب بسیاری از افراد در خارج از کشور پر شده است. لذا باید تاکید کنم که جامعه امروز ایران جایگاه و نقشی برای مخالفین خارج نشین قائل نیست و به سطحی از آگاهی توام با نا امیدی رسیده است که دیگر مغفول این بازی ها نمی شوند.

    به زعم بنده این جامعه دچار یک “بیگ بنگ” خواهد شد و عصر یخبندان و سر شدگی خود را به یک باره با یک انفجار پشت سر خواهد گذاشت . هرچند که ثبات و ایده آلی را برای این مرحله متصور نیستم اما معتقدم که در آینده ایران مخالفین خارج نشین که تاکنون از مخالفت با رژیم ایران به آب و نانی رسیده اند جایی نخواهند داشت.

    حساب هرشخص با خود اوست اما بنده به سهم خودم چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران بر خود واجب می دانم با حمایت از جریان های داخلی که از دل مردم هستند و در فشار و محدودیت فعالیت می کنند، دین خود به کشورم را ادا کنم و اگر فعالیتی در حوزه مبارزه سیاسی انجام می دهم در داخل کشور و سوای خواست جریان هایی باشد که با خون مردم معامله می کنند.

    در آخر باید این نکته را تاکید کنم که روی سخن این سطور با وطن پرستان و دلسوزان واقعی ایران که در خارج مقیم هستند و با جان و مال و قلم و … خود در صدد حمایت از ملت ایران هستند، نبوده و برای تمام انها آرزوی بهروزی و عزتمندی دارم.

    حمیدرضا عسگری

  4. نامه کوتاهی از امیر حسین لادن

    داریوش جان با درود،

    مقاله ی ارزشمندت که نشان عشقت به میهن مان و نگرانی ات از

    ایرانیان گمراه و وابسته که کشورمان را آسیب پذیر کرده اند، را خواندم.

    مدتهاست که این تذکرات را در نوشته ها و مصاحبه ها ارائه کرده ام،

    به این امید که هم اندیشان را پیدا کنیم.

    نخست، برای اینکه بدانیم تنها نیستیم و دوم به این امید که یک جبهه

    از ایرانیان راستین که آگاهانه و بدون کوچکترین چشم داشتی آماده اند

    رای رهائی مردم و نجات میهنشان گام بردارند.

    کسانی که نه دنبال ثروت و مقام هستند و نه جنونِ مطرح بودن دارند.

    روزت خوش،

    لادن

دیدگاهتان را بنویسید